استرس استرس استرس

شاید هیجوقت زیر بار این فشار نباشی و غیر قابل درک برای تو

اما روزهای تلخی رو با نگرانی هایم گذراندم و تو خندیدی

مثل همین حالا درسته همین حالا

خسته ام

خسته

تنها دلیل زندگیم تو خوب باش بخند رویاهام را با خوشبختی تو گره خورده

تسلیم نشو

قوی بتش

شانه مردانه ات را برای لحظه ای از آرامش می خواهم.

مامانم خوب باش

همیشه

انتظار

به ساعت نگاه می کنم خیلی به رفتنت نمونده

مهمان همیشگی استرس دلشوره مهمان وجودم شده

برای آرشام اشک می ریزی

ترس در وجودت می رقصد

و من نگران تر می شوم

هر لحظه نا خودآگاه به ساعت نگاه می کنم

به زمان رسیدنت

و فردای که هیچ کس از آن خبری ندارد

لیوان را پر از آب می کنم داروهایم را می خورم

چشمهایم را می بندم

به خودم آرامش می دهم

که اتفاقات خوبی در راهند ......