هممون یکی رو داریم


همه‌مون یکی رو داریم که در موردش با خدا خـــیلی حرف زدیم!
 

روزی که مجبور بشیم

روزی که مجبور بشیم زمین رو تخلیه کنیم، من روی سیّاره‌ی مسکونی جدید،عطرفروشی ‌می‌زنم و از دلتنگی آدما کاسبی می‌کنم.

عطر خاک بارون‌خورده می‌فروشم
عطر چمن کوتاه‌شده
عطر زعفرون و برنج
عطر بازار خشکبار و ادویه
بوی اقاقیا توی کوچه‌ها، تو فصل بهار

و من فكر كردم كه حالا كه اين عطرها به  دفعات به طور رايگان  در دسترسم هستند ، زندگى رو آسون تر بگيرم و ازشون استفاده  كنم 
مخصوصا عطر آدمهايى كه نمى دونيم تا كى مجال بودن در كنارشون را داريم